طنز فیس بوکی {موی سر}
-
تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 16:11
یکی سیخش می کنه!!!یکی چربش می کنه!!!یکی نرمش می کنه!!!یکی بلندش می کنه!!!یکی میخوابوندش!!!مالِ یکی کوتاهه!!! مالِ یکی بلنده!!!چه مکافاتی شده موی سراین جوونا!!!مخلص فکر های منحرف هم هستیم
طنز فیس بوکی {کلید اسرار}
-
تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 16:9
دوسم ﺑﻬﻢ پفک ﺗﻌﺎﺭﻑ ﮐﺮﺩ, ﺩﻭﺗﺎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ...ﮔﻔﺖ :ﺧﺐ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺴﻪ....!!:|ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺩﺳﺘﺶ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﺖ, ﻧﺼﻒ ﭘﻔﮑﺶ ﺭﯾﺨﺖ ﺗﻮ ﺟﻮﺏ...!!"ﮐﻠﯿﺪ ﺍسرﺍﺭ"ﺍﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ :ﭘﻔﮏ...!
طنز فیس بوکی {وقتی پسر نباشی}
-
تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 16:5
پسر ﮐﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ......ﺩﺧﺘﺮﯼ!ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﮐﺖ ﻗﺴﻢ:|
طنز فیس بوکی { مهمانی با wifi}
-
تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 16:1
الان دیگه مهمونی رفتن به خونههایی که Wi-Fi ندارن وقت تلف کردنه!!!
طنز فیس بوکی {زنگوله}
-
تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 8:38
میگما این باران 20 سال منتظر باباش مونده که بیاد براش قصه بگه ؟!! خب زنگ میزد به 9092301202 یه زنگ بزن به زنگوله یه قصه بشنو !!!! خووو اعصاب خودشو ما رو هم خرد نمیکرد
طنز فیس بوکی 1 {شامپو}
-
تاریخ: 1392/11/15 ساعت: 8:35
شامپو خریدم روش نوشته:این محصول را روی سرتان بریزید و موهایتان را بمالید سپس آبکشی کنید!من میخواستم بریزم تو دهنم قرقره کنم،خدا خیرشون بده آگاهم کردن
عکس طنز{پراید اخرین مدل}
-
تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 16:47
عکس طنز{اخر کپی بر داری}
-
تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 16:46
عکس طنز{اوباما قبل و بعد از فتوشاپ}
-
تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 16:42
قبل از فتوشاپبعد از فتوشاپ
عکس طنز{پسرا و یخچال}
-
تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 16:40
داستان طنز{فقط برای خنده-ابادانی}
-
تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 16:39
خدا وقتی آدم و حوا رو خلق کرد فرستادشونتو یه بهشتی به اسم " آبودان "بشون گفت از این همه امکانات استفادهکنید غیر از " عینک ریبن " ای فقط خاصبچا آبودانه..!اینا هم هی تا تونستن فلافل و سمبوسه وپاکورا خوردنو و تو شط شنا کردن و ... تایه روز شیطون اومد سراغشون:شیطون : سلام آدم . خوبی کوکا پَ تو توآبودان د...
عکس طنز{ اخر خلاقیت}
-
تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 16:27
عکس طنز{عشق واقعی}
-
تاریخ: 1392/11/14 ساعت: 16:25
یه عشق واقعی... یاد بگیرید من که اشک تو چشمام جمع شد
پیامک خیانت 1
-
تاریخ: 1392/11/13 ساعت: 16:41
اس ام اس جدید خیانت و نامردی ۹۲پچ پچ دوستت دارم های تو در گوش او به گوشم میرسد !بازیچــه ام یا باز بچــه فرضم کرده ای ؟!* * * * * *شک کرده بـودم کسی بین ماست !حالا یقین دارم “مـ…ــن” بین دو نفر بودم !چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من!...تن من زخمی است…یک خراش کمتر یا بیشترچه فرقی دارد…؟!ر...
شعر عاشقانه {امروز که محتاج توام}
-
تاریخ: 1392/11/13 ساعت: 16:37
امروز که محتاج توام جای تو خالیستفردا که می آیی به سراغم نفسی نیستبر من نفسی نیست ، نفسی نیستدر خانه کسی نیستنکن امروز را فردابیا با ما که فردایی نمی ماندکه از تقدیر و فال مادر این دنیا کسی چیزی نمی داندتا آینه رفتم که بگیرم خبر از خوددیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیستمن در پی خویشم به تو بر می خو...
پیامک طنز 8
-
تاریخ: 1392/11/13 ساعت: 16:27
مورد داشتیم طرف به خاطر عشقش میخواسته خودکشی کنه اما اون یکی مخاطب خاصش نزاشته !..یه زمانی آرزوم این بود پادشاه بشم به نوکرام بگم واسم تخمه بشکونن من بخورم ، تا اینکه مزمز با هزار تومن اومد گند زد تو آرزوم !..یه ضرب المثل انحرافی هم هست که میگه :تمساح رو هر وقت از آب بگیری ، جِرِت میده !..باید پشت ب...
پیامک طنز 7
-
تاریخ: 1392/11/13 ساعت: 16:23
کلیپسوف چیست ؟کلیپسوف به زمانى گفته میشود که کلیپسى در مدار زمین بین خورشید و ماه قرار گیرد و سایه کلیپس روی ماه افتاده و قسمتى از ماه براى مدتى تاریک شود !..یعنی هربار این پوست کنار ناخن رو کشیدیم تا قوزک پام اومده پایین !خب خداجون موقع اسمبل زیرش مینوشتی “آدم از اینجا باز می شود” تا دیگه دست نزنیم...
داستان طنز{سرباز امریکایی}
-
تاریخ: 1392/11/12 ساعت: 17:50
سرباز قبل از اینکه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت: پدر ومادر عزیزم جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه برگردم؛ ولی خواهشی از شما دارم. رفیقی دارم که می خواهم او را با خود به خانه بیاورم.پدر و مادر او در پاسخ گفتند: ما با کمال میل مشتاقیم که او را ببینیم. پسر ادامه داد : ولی موضوعی است...
داستان طنز 7 {زوج خوش بخت}
-
تاریخ: 1392/11/12 ساعت: 17:47
یک زوج در اوایل 60 سالگی ، در یک رستوران کوچک رومانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن. ناگهان یک پری کوچک سر میزشان ظاهر شد و گفت: چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستید و درتمام این مدت به هم وفادار موندید ، هر کدامتان میتوانید یک آرزو بکنین. خانم گفت: اووووووووووووووووه، من میخواهم ب...
داستان طنز 6{چند داستان طنز}
-
تاریخ: 1392/11/12 ساعت: 17:44
10 داستان طنز باحال و کوتاهبه ادامه مطلب بروید.....کله پاچهروزي مردي پسر کوچکش را به بازار فرستاد تا کلهي پختهي گوسفند بخرد و به خانه بياورد. کودک کله را خريد اما بوي خوش آن براي کودک گرسنه قابل تحمل نبود، پس به گوشهاي رفت و گوشت و مغز و چشم و زبان آن را خورد و بعد استخوانهاي آن را در نان پيچيد و با...